از پیچ کوچه که میای تو خونه عزیز دومین خونست. پیچیدم تو کوچه و سرمو بالا کردم. ایستاده بود دم پنجره، منتظرم بود، برای هم دست تکون دادیم و لبخند زدیم. تصویرشو تا ابد قاب کردم تو چشام